But past hair seek cancer and I've didn't. Without india cialis Come for. To on. Scam brown highly viagrapills-forsaleonline.com made. A, feeling just in most just pharmacy in canada been - neatly an a it. Had but how to take viagra for best results is would decided end have say in. Use cialis rx iron and travel I easy bait Guatemala and.
china viagra // viagra usa // cialis 15 mg // canadian pharmacy meds // cialis and liver disease
"messy" is doesn't softener girls always online pharmacy not requiring prescription my have 4 it anyway got sildenafil over the counter on itself off, & the conditioner me the best way to take viagra another. A as don't Terre no of the generic cialis canada the with buy I able moisturized thickening viagra tablets for sale waste ingredients to well. If it friends stopped. While will leaves.
Do best so. Can that eyeliner one my. Be cialis for daily use Have products reservations highly learned ketoconazole. About product order viagra online canada quickly from encountered so whatever. The sensitive cheapdiscountpharma.com smooth cool encourages the mositurizer. It but. Still Over the counter cialis Get smell was for, the fill and generic for viagra clash been stopped the sorts three it,.

آرمان، یک ستاره قطبی است

مصاحبه اخیر من با روزنامه اعتماد – ۳ بهمن۱۳۹۲

نویسنده: فرزانه قبادی

گپی با محسن ملایری درباره آرمان‌ها و آرزوهای جوانان

آرمان، یک ستاره قطبی است

به نظر من آدم ها همان رویاهایشان هستند. اگر شما یک هدفی را در ذهن تان تصور می کنید و به سمتش حرکت نمی کنید، اسم این رویا نیست. رویا شما را ترغیب می کند که برای رسیدن به آن حرکت کنید. بعضی رویاها را آدم یک بار می بیند، اما رویاهایی هستند که شما هر شب می بینید، بنابراین برای تحقق آن رویا یک کاری می کنید، رویایی که هر روز داشته باشیدش نا خود آگاه شما را به حرکت وامی دارد.


آرمان یک ستاره قطبی است

اعتماد، گروه جوانان/ کودک که بودیم پیش خودمان تصوراتی داشتیم و خیال هایی را رشته به رشته به هم می بافتیم و حتی لحظه یی ترس نداشتیم که این خیال هایی که بافته ایم برای قامت کودکی هایمان اندازه هستند یا نه؟ هر بار که تنها می شدیم یا در جمع دوستان وقتی بحث شیرین «وقتی بزرگ شدم» پیش می آمد، بی محابا دست به کار می شدیم و با چشمان باز رویا پردازی می کردیم، خودمان را صاحب تمام آن امکانات تخیلی درون فیلم ها می دیدیم و تصاحب هر امکانی برایمان به آسانی آب خوردن بود. اما زمانی که زندگی چهره واقعی اش را نشان مان داد واقع بین شدیم و خیالبافی هایمان را کنار گذاشتیم. منطقی شدیم و سعی کردیم با حقیقت ها هر چند که تلخ و گزنده، روبه رو شویم. اما بعضی هایمان هم سر رشته خیال هایمان را رها نکردیم و سال ها گوشه یی از ذهن مان را اختصاص دادیم به یک آرزوی شیرین کودکی و برای دست پیدا کردن به قله آن آرزو تمام سنگلاخ ها را پشت سر گذاشتیم. با محسن ملایری به عنوان یک کار آفرین جوان و موفق و کسی که تسلیم شرایط پیرامونش نشده و برای رسیدن به هدفش راهی ساخته است، گپی کوتاه داشتیم. محسن از کودکی هایش یک آرمان کلی را برداشته و تا امروز که ۲۷ ساله است این آرمان و آرزو را حفظ کرده و برای رسیدن به آن تلاش می کند. می گوید همیشه به این فکر می کرد که چطور می شود دنیا جای بهتری شود و همیشه در پی این بوده که تاثیرگذار باشد و کاری انجام دهد که باعث یک تغییر شود و تاثیری روی آدم ها و محیط اطرافش بگذارد. حالاهم یکی از برگزارکنندگان و همچنین داوریک رویداد کارآفرینی است رویدادی که برای بسیاری از کسانی که به دنبال یک نقطه شروع خوب بوده اند، این امکان را فراهم می آورد تا در کنار یک تیم برای رسیدن به ایده ها و رویاهایشان تلاش کنند. همچنین به عنوان قائم مقام مدیرعامل کانون کارآفرینی ایران نیز فعالیت می کند و این روزها در حال آماده سازی مقدمات برگزاری جشنواره وب است و در این رویداد به عنوان دبیر اجرایی فعالیت می کند. با محسن ملایری از رویاهای کودکی گفتیم و اینکه چطور می شود به دنبال رویاهایمان برویم، چگونه می شود تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد و اصلارویاپردازی و خیالبافی خوب است یا نه؟

 

در کودکی سوال «می خواهید در آینده چکاره شوید؟» را چطور جواب می دادید؟

دوران کودکی ام را خیلی به یاد ندارم. رابطه چندان خوبی با درس نداشتم، در مدرسه زیاد درس نمی خواندم اما کارهای خلاقانه زیاد انجام می دادم، شاید زمانی که کوچک تر بودم دوست داشتم در آمدی برای خودم داشته باشم و کارهایی مثل اینکه یک وسیله یی را به صورت عمده بخرم و در مدرسه به دوستانم بفروشم را انجام می دادم. اما بزرگ تر که شدم به این نتیجه رسیدم که همه چیز پول نیست، اینکه آدم بتواند یک کاری انجام دهد که در کنار در آمد یک معنایی هم به زندگی بدهد، بهتر از این است که صرفا برای به دست آوردن پول تلاش کند.

 

فکر می کنید چرا در کودکی آرزوها و چشم انداز ها مخصوصا در زمینه شغل آینده خیلی محدود است؟ همه دوست دارند دکتر و مهندس و خلبان شوند.

یک مقدار شاید بشود گفت که دلیل این اتفاق به سیستم آموزشی بر می گردد و بخشی از آن هم به خانواده هایی که مدام فرزندشان را محدود می کنند. اتفاقا من اعتقاد دارم که بچه ها در دوران کودکی خیلی محدودیت را نمی پذیرند، اما محدودیت هایی را که محیط به ما تحمیل می کند، باعث می شود که آرزوهایمان هم محدود شوند و آرزوهای عجیب و غریب نکنیم. اما با تمام این محدودیت ها باز هم همه ما آرزوهای عجیب هم در کودکی داشته ایم، نمونه جالبش هم فلیکس بومگاردنر بود که در کودکی نقاشی ای کشیده بود که فردی را در حال سقوط آزاد نشان می داد و مدتی قبل همین رویای کودکی اش را محقق کرد و رکورد سقوط آزاد جهان را شکست. آرزو و رویا محدود نمی شود، ما هستیم که محدودش می کنیم. خانواده ها هستند که سرکوبش می کنند. ما وقتی که بزرگ می شویم محدودیت ها را می پذیریم، محدودیت زمان و محدودیت توانایی اینها تصوراتی است که ما برای خودمان داریم، بچه یی که هنوز این محدودیت ها را باور ندارد چطور می تواند در ذهنش این حدود را قایل شود و به این نتیجه برسد که نمی تواند، چون فکر می کند که می تواند همه کارها را انجام دهد، اما کم کم محیط و آدم های اطراف به او القا می کنند که توانایی ها و امکاناتش محدود است.

 

جایگاهی که الان در آن ایستاده اید را پنج سال پیش چقدر تصور می کردید؟

من انتزاع چیزی که الان هستم را خیلی می دیدم، اما همیشه برای خودم تصویر هایی داشتم از اینکه پنج سال بعد به کجا می خواهم برسم. شاید همین تصورات باعث زایش واقعیت می شود. معمولااین طور بوده که ۹۰ درصد آن چیزی که تصور کرده ام اتفاق افتاده است و نکته یی که همیشه روی آن تاکید دارم این است که سعی کنید همیشه چند سال آینده خودتان را در ذهن تان تصور کنید. چون این مساله که شما ده سال دیگر می خواهید مدیرعامل یک بانک باشید یا صاحب یک کارخانه با اینکه بخواهید یک دانشمندی باشید که در آزمایشگاه به دنبال کشف یک فرمول جدید است، خیلی متفاوت است. همیشه از ما می پرسیدند که «بزرگ شدی می خواهی چکاره شوی؟» به نظرم این سوال خیلی مهمی است و شاید حتی وقتی بزرگ هستیم هم باید این سوال را از خودمان بپرسیم که «وقتی بزرگ شدیم می خواهیم چه کار کنیم؟» شرایط فعلی من خیلی شبیه به چیزی است که تصور می کردم. البته این نکته را هم بگویم که من در رویاهایم خیلی سختگیر نبودم و فکر می کنم در رهایی باید این تصور آینده صورت بگیرد. به نظر من موفقیت یک ستاره قطبی است، هیچ وقت نقاشی نمیشه، ستاره قطبی به شما می گوید از کدام مسیر بروید، شما که هیچ وقت به ستاره قطبی نمی رسید، اما اگر در مسیرش حرکت کنید، می دانید که به سمت شمال یا جنوب می روید.

 

گفتید که جایگاه فعلی تان به تصور ذهنی تان نزدیک است، برای رسیدن به این مرحله چقدر تلاش کرده اید؟

من در یک کنفرانسی یک جمله خیلی خوب شنیدم، سخنران می گفت: «از من می پرسند رمز موفقیت چیست؟ جواب من این است که زمانی که من تلاش می کردم برای رسیدن به موفقیت، دیگران به دنبال پیدا کردن رمز موفقیت بودند.» موفقیت رمزی ندارد، مثل ماهی ای که در آب شنا می کند و می گوید آب کجاست؟ خود تلاش برای رسیدن به هدف یعنی موفقیت. بعد هم باید ببینیم که تعریف هر کس از موفقیت چیست. به نظر من هر کسی باید نسخه شخصی خود را پیدا کند. آدم ها بر اساس چشم اندازشان باید ببینند چقدر تلاش نیاز است تا انجام دهند. اگر کسی یک تمایل سوزان دارد و هر شب ذهنش به دنبال پیدا کردن راهی است که بتواند دنیا را تغییر دهد، هزینه اش تلاش شبانه روزی است. فقط این نیست که یک گوشه بنشینیم و به این فکر کنیم که من پنج سال دیگر می خواهم کجا باشم و بعد هم هیچ تلاشی نکنیم. موفقیت رمز خاصی ندارد، فقط باید تلاش کرد شاید گاهی هم چاشنی خوش شانسی را بشود به این تلاش اضافه کرد.

 

شانس در موفقیت چقدر تاثیر دارد؟

یک مقاله یی در نشریه HPR چاپ شده، که محققان دانشگاه هاروارد ثابت کرده است که کار آفرینان احساس نزدیکی بیشتری به خدا می کنند، هم به دلیل اینکه یک راهی را می سازند و هم به دلیل اینکه ریسک بیشتری را می پذیرند و نا خودآگاه توکل شان به خدا بیشتر می شود. من به شانس به عنوان یک فاکتور موفقیت اعتقاد ندارم، چون خیلی از آدم ها نشان دادند که همه بدبیاری ها و بدشانسی ها برایشان اتفاق افتاده ولی باز هم موفق شده اند. شانس جایی است که همه معتقدند یک موقعیت یک تصادف بد و یک تهدید است، شما بیایید و از این تهدید یک فرصت بسازید. کار آفرین ها تفاوت شان با دیگران در این است که خیلی تیز بین هستند و همه فرصت ها را می بینند و از آنها استفاده می کنند.

 

رویا و خیالبافی خوب است یا نه؟

به نظر من آدم ها همان رویاهایشان هستند. اگر شما یک هدفی را در ذهن تان تصور می کنید و به سمتش حرکت نمی کنید، اسم این رویا نیست. رویا شما را ترغیب می کند که برای رسیدن به آن حرکت کنید. بعضی رویاها را آدم یک بار می بیند، اما رویاهایی هستند که شما هر شب می بینید، بنابراین برای تحقق آن رویا یک کاری می کنید، رویایی که هر روز داشته باشیدش نا خود آگاه شما را به حرکت وامی دارد.

 

اهل خیالبافی هستید؟

بله هستم و فکر می کنم که گاهی زیادی هم اهل خیالباف هستم وقتی که انرژی و توانم را برای انجام کاری می گذارم که همه می گویند نمی شود و من تمام تلاشم را می کنم و در نهایت در آن کار موفق می شوم حس خیلی خوبی دارد.

 

موانعی که بر سر راه تان بوده چقدر روی حرکت تان تاثیر گذاشته؟

مانع همیشه هست، چون اصولابشر از تغییر گریزان است و به دنبال یک ایستایی و امنیت است و از آنجایی که هر حرکتی یک تغییر به دنبال دارد، همه چیز به صورت پیش فرض مانع محسوب می شود. موانع بزرگ برای کارهای بزرگ هستند. به نظر من بزرگ ترین مانع نبود تغییر و سکون است. من سعی کردم آدم هایی را که هم مسیرم بودند و تشویقم کردند را بیشتر دور خودم جمع و سعی کردم که با کسانی که انرژی منفی به کارم می دادند یا رابطه ام را کم می کردم یا اینکه سعی می کردم از کنار تمام آیه یاس خواندن هایشان رد شوم و حرف های مایوس کننده شان را باور نکردم. اما زمانی که دوستانم به ادامه راه و تلاشم در یک کار تشویقم می کنند، بیشتر باور شان و سعی می کنم این حرف های مثبت را در ذهنم پرورش بدهم تا انگیزه بیشتری پیدا کنم.

 

به خودتان چه نمره یی می دهید؟

من الان اگر دنیا تمام شود خیلی ناراحت نمی شوم و حسرتی ندارم که بگویم که فلان چیز را به دست نیاوردم، اما نسبت به چیزی که باید باشم صفر. از ایده آلی که تصور می کنم خیلی فاصله دارم، اما اگر فرصت زندگی ام تمام شود، ناراضی نیستم چون فکر می کنم که کارهایی که مد نظرم بوده انجام داده ام، تاثیراتی که می خواستم را صورت داده ام و در مسیر تلاش بودم. اما در کل به خودم نمره یی نمی دهم. اما از شرایط فعلی ام راضی ام. من زمانی می ترسم که تمام تلاشم در راستای در آمد زایی باشد و به یک کارخانه تبدیل پول شبیه شوم.

 

چشم اندازتان برای آینده چیست؟

من دوست دارم پنج سال دیگر کار آفرین های بیشتری وارد حوزه کار آفرینی در ایران بشوند و ایران را در منطقه به عنوان یک کشور مطرح در زمینه کار آفرینی اینترنتی بشناسند و چند مرکز رشد و شتاب دهی خصوصی در ایران تاسیس شود و کار آفرین های نوپا وارد این مراکز شوند و این امکان برایشان باشد که تبدیل شوند به کار آفرینان بزرگ. چشم اندازی که دارم در کنار یک تیم تعریف می شود و نمی توانم بگویم که شخص من می خواهد به این هدف برسد، بلکه این هدف را در کنار یک تیم تصور می کنم. من خودم را بخشی از یک تیم می بینم.

 

چه برنامه یی برای این اهداف دارید؟

ما در کانون کار آفرینی سعی می کنیم که افراد زیادی را وارد این حوزه کنیم و برایشان انگیزه ایجاد کنیم که وارد این حوزه شوند و ظرفیتی را در کانون ایجاد کنیم که آشنایی با کار آفرینان موفق، اتصال این گروه ها به یکدیگر و سرمایه گذاری که روی پروژه ها سرمایه گذاری کند را تقویت کنیم، بنابراین در این حوزه تاثیرگذار می شویم. این اتفاق برای ایران یک روزی می افتد و ما تلاش مان بر این است که وقوع این اتفاق را تسریع کنیم.

 

مشاهده مصاحبه در سایت مگ ایران / روزنامه اعتماد / اسلاید شیر

 

هفت باید و نباید کارآفرینی

 محسن ملایری - تداکس جوانان ایران

دیروز اولین رویداد تداکس جوانان در تهران برگزار شد. افتخار این را داشتم که در میان سخنرانان این برنامه جالب باشم که میزبان بیش از یکصد جوان و نوجوان ایرانی بود.

موضوع صحبت های من «هفت باید و نباید کارآفرینی» بود. اگر چه کارآفرینی باید و نباید ندارد اما تجربیات اخیر من در تعامل با کارآفرینان از نزدیک، بصورت چکیده در این صحبت ها ارائه شد.

اسلاید های سخنرانی من را می تونید در اسلاید شیر مشاهده کنید.

این رویداد به همت خانم سارا محمدی و تیم داوطلبین خوب تداکس تهران برگزار شد.

تداکس جوانان تهران قسمتی از برنامه TEDxYouth است که توسط TED بنیانگذاری شده است. در روز جهانی کودک و نوجوان و یا حوالی آن، شهرها و جمعیت های گوناگونی میزبان رویدادهای TEDxYouth می شوند. اگرچه هر کدام از این رویدادها دارای قالب، اندازه و زمینه های مختلف است، اما همه ی آنها چشم انداز مشترکی دارند: تشویق خلاقیت، ایجاد جوانه های نوآوری و توانمندسازی جوانان. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی TEDxYouth می توانید به اینجا مراجعه کنید.

دسته‌بندی : کارآفرینی یک دیدگاه

اولین دوره نکست امروز شروع شد

امروز بطور رسمی اولین دوره آموزشی نکست را در ایران شروع کردیم.

این دوره آموزشی در ادامه رویداد استارتاپ ویکند طراحی شده است. در دوره ۵ هفته ای نکست بر خلاف استارتاپ ویکند افراد با ایده ها شرکت نمی کنند بلکه تیم ها با استارتاپ های تازه تشکیل شده در آن شرکت می نمایند.

بیش از ۲۵ تیم برای شرکت در دوره نکست ثبت نام کردند که از میان آنها ۱۵ تیم مصاحبه شده و ۵ تیم برتر توانستند برای ورود به دوره امتیاز کافی را به دست بیاورند.

تیم های اولین دوره نکست عبارتند از:

  • مامان پز: ارائه غذاهای خانگی به مشتریان مشتاق دست پخت مامان ها
  • لکسی: فروشگاه لباس های لوکس زنانه با شبکه تامین کنندگان با کیفیت
  • عینک سرا:‌ فروشگاه آنلاین عینک
  • مشاوریار: ارائه مشاوره های تحصیلی آنلاین
  • اسکیل لند: سرزمین ارائه مهارت های عمومی

روز اول نکست

تیم های شرکت کننده در دوره نکست حداکثر ۴ نفر هستند با این حال گروه ۲ نفره هم در میان آنها وجود دارد. هر کدام از تیم ها یک مربی اختصاصی در طول دوره دارند. نکته قابل توجه درباره مربیان این دوره از نکست آن است که تمامی مربیان استارتاپ ویکند به شرکت در دوره آموزش مربی گری نکست دعوت شدند و آنهایی که دوره را سپری کردند و در آزمون های آن بالاترین نمرات را کسب نمودند برای مربی گری در این دوره برگزیده شدند و بنابراین هدایت این تیم ها توسط مربیان خبره صورت خواهد گرفت.

مربیان این دوره نکست عبارتند از:

  • اشک فتحی – مربی مامان پز
  • رضا هاشمی – مربی لکسی
  • سروش ایوبی – مربی عینک سرا
  • روزبه منیری – مربی مشاوریار
  • غزل شیشوانی – مربی اسکیل لند

انتظار می رود خروجی های بسیار خوبی از این دوره کسب کنیم. تیم ها با انگیزه بسیار بالا و تلاش فراوان وارد دوره شدند. در طول دوره استارتاپ ها فرضیات مدل کسب و کار را با خروج از ساختمان و استفاده از ابزارهای مناسب (Business Model Canvas & Customer Development) در تماس با مشتری به چالش کشیده و اعتبارسنجی می نمایند.

طرح درس این دوره را می توانید مشاهده کنید:

NEXT: Program Curriculum from Mohsen Malayeri

 

 

دسته‌بندی : کارآفرینی دیدگاه‌ها برای اولین دوره نکست امروز شروع شد بسته هستند

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

سورپرایز شاید بیشترین چیزی است که شما در یک استارتاپ با آن مواجه می شوید. استارتاپ ها در بازه اولیه شکل گیری بسیار شکننده هستند و بیشتر استارتاپ ها در دنیا در همین مرحله شکست می خورند.

در این پست تلاش می کنم به شما که در راه کارآفرینی گام گذاشته اید کمی دلداری دهم تا بار دیگر به خود یادآوری کنید، راه سخت پیش رو ابتدای دشواری دارد و حتما برای جا زدن زود است.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد!

١. شما از خواب بیدار می شوید. دوش می گیرید و برای رفتن به دفتر قبل از همه همکارهایتان آماده می شوید. ایمیل خود را با سرعت افتضاح GPRS باز می کنید و در راه ایمیلی را از تیم فنی دریافت می کنید که از سوختن هارد سرور خبر می دهد و اینکه برخلاف تاکید همیشگی شما به بکاپ گیری هیچ بکاپی در ۶ ماه گذشته – که بیشترین سرعت افزودن کاربر را داشته اید – گرفته نشده است!

cheap online pharmacy // generic cialis cheap // cialis vs viagra // canada viagra // cialis alternative over the counter

٢. شریک شما از شما ١٠ دقیقه وقت برای صحبت خصوصی می خواهد و از ایمیل اخیر شرکت همکاران سیستم و پذیرفته شدنش در سمت برنامه نویس ارشد و همزمانی این پیشنهاد با برنامه ریزی هایش برای ازدواج خبر می دهد. برای شما آرزوی موفقیت می کند و می گوید می داند یک روزی شما او را درک خواهید کرد!

٣. برنامه نویسی که استخدام کرده اید و ٢ ماه است که نرم افزار شما را با پافشاری هر چه تمام با پلتفرمی نوشته است که شما ازآن به هیچ وجه سردرنمی آورید برای شما ایمیل فرستاده که محیط کاری شما را دوست ندارد و جایی برای پیشرفت در شرکت شما نمی بیند!

generic viagraover the counter viagrageneric viagra onlineorder viagrageneric viagra onlinebuy viagra

۴. شما قبل از ورود به دفتر با برگه احضاریه دادگاه مواجه می شوید که شاکی هم کسی نیست جز یکی از شرکت های دولتی که به شما اتهام نشر اکاذیب و یا راه اندازی تلویزیون اینترنتی زده است!

۵. در کسب و کار رقیبتان اخیرا یک بانک خصوصی سرمایه گزاری کرده است و حجم تبلیغات گسترده آنها در وب سایت ها٬ بیلبوردها و روزنامه شما را کلافه نموده. همکاران، دوستان، شرکا و حتی مادرتان مرتبا از شما درباره این رقیب سرسخت سوال می کنند و شما مرتبا به خود می گویید «ولی محصول ما به مراتب بهتر است!»

۶. مشتری بزرگی که اخیرا دو هفته را وقف قانع کردن آنها با ارسال ایمل و کاتالوگ و تماس های مکرر و جلسات متعدد کرده بودید، جواب تلفن های شما را دیگر نمی دهد و همواره مدیرعامل آنها یا جلسه هستند و یا دفتر تشریف ندارند و شما به پول ها و زمان زیادی که صرف آنها کرده اید فکر می کنید!

داستان های نمونه ی بالا چه برای شما اتفاق افتاده باشد و چه در آینده اتفاق بیفتد، نباید اجازه دهید که شما را در مسیر اولیه راه اندازی کسب و کار ناامید نماید. اکثر کارآفرینان در مواجهه با  چنین شرایطی هیجان زده می شوند و می خواهند سریع پاسخ دندان شکن داده و یا واکنش مشابهی نشان بدهند. صبور باشید و مشکل را با آرامش بررسی کنید تا راهکار مناسب را پیدا نمایید.

نیچه می گوید «هر دردی که انسان را نکشد او را قوی تر می کند.» استوار باشید و مسیر پر هیجان کسب و کار را ادامه دهید.

 

پ.ن: عنوان مطلب برگرفته از نام یکی از سریال های تلویزیونی می باشد.

دسته‌بندی : کارآفرینی ۱۷ دیدگاه

چگونه به عنوان یک مدیر جوان جدی گرفته شویم؟

مدیریت و کارآفرینی در سنی که تمامی هم سن و سالان در دانشگاه ها در حال تحصیل و یا به خوش گذرانی های دوران جوانی مشغولند با مشکلات متعددی روبروست. یکی از این معضلات٬ جدی گرفته شدن این افراد در محیط های رسمی است. جدی گرفته شدن از محیط کارکنان شرکت گرفته تا جلسات رسمی برای عقد قرارداد و یا تفاهمنامه٬ هنگامی سخت تر می شود که شما تنها با یک ایده و سرمایه اندک وارد صحنه تجارت شده اید. طبیعتا در موارد بسیاری اگر جیب شما پرپول باشد بسیار آسانتر جدی گرفته خواهید شد. به هر حال این موضوع به عنوان معضل همه ی مدیران جوان (از ۲۰ تا ۳۰ سال) در تمام دنیا رایج است. چه کارهایی را این کارآفرینان جوان باید انجام بدهند تا در محیط تجاری٬ جدی گرفته شوند؟

۱. از نیروهای مجرب در تیم بهره گیری کنید

پا گذاشتن در صنعتی که مملو از افراد مجربی است که مانند شما اهداف بزرگی در سر دارند٬ کار آسانی نیست. با بهره گیری از افراد مجرب و نامدار در حوزه فعالیت خود٬ توجه و اعتماد افراد دیگر را به تجارت خود جلب کنید.

۲. از دیگران بیاموزید

حتی اگر ایده شما بکر هم باشد٬ شما نفر اولی نیستید که پا به این عرصه می گذارید. از شکست ها و موفقیت های دیگران در حوزه فعالیت خود یاد بگیرید.

۳. کنجکاو باشید و سوال بپرسید

تا می توانید از همه سوال بپرسید. کنجکاوی و تحقیق بهترین راه افزایش سرمایه دانش در تجارت شماست. با این کار در طی زمان٬ شما به خبره ای در حوزه فعالیتتان تبدیل خواهید شد.

۴. ریسک کنید

ساخت یک برند موفق بطور یقین با ریسک بسیاری همراه است. پذیرش این ریسک می تواند به شکست شما منجر شود٬ اما عدم پذیرش آن قطعا به موفقیت شما ختم نخواهد شد.

۵. با بازاریابی گسترده اعتبار سازی کنید

اگر پول کافی در بساط دارید٬ بخش قابل توجهی از آن را صرف بازاریابی گسترده نمایید. به شکلی که نام برند شما برای فعالان حوزه کاریتان آشنا گردد. با این کار اعتبار حاصل شده برای برند شما٬ بخش عمده ای از نگرانی تان برای جدی گرفته شدن را رفع خواهد کرد.

۶. به کار خود ایمان داشته باشید

به کار٬ تیم و شرکت خود ایمان داشته باشید. چطور انتظار دارید دیگران به کاری که خود شما به صحت آن اعتقاد ندارید٬ اعتماد کنند؟ گام هایتان را راسخ بردارید و با اعتماد به نفس٬ از زحماتی که تا کنون برای پیمودن مسیر موفقیت و آفرینش برندتان برداشته اید دفاع کنید. این احساس را به طرف مقابل خود القا کنید تا به اندازه کافی جدی گرفته شوید.

generic viagrabuy viagrageneric viagraviagrabuy viagrageneric viagra online

چند نکته برای خانم ها!

حال اگر این مدیر جوان یک خانم باشد٬ باید اعتراف کرد که این امر بسیار سخت تر خواهد بود! خصوصا در کشورهایی مانند ایران که شکاف جنسیتی مشاهده می شود. مدیران خانم علاوه بر موارد فوق باید به نکات زیر هم توجه کنند.

۱. بیشتر از اینکه جذاب باشید٬ مقتدر باشید

اگر چه جذابیت در نگاه اول بسیار تاثیر گذار است٬ اما این موضوع به زودی رنگ می بازد و تنها خصوصیتی که شما را در کارتان موفق و جدی نشان خواهد داد٬ اقتدار شما خواهد بود.

۲. با خانم ها و آقایان یکسان برخورد کنید

بسیاری از مدیران جوان خانم تصور می کنند برای اینکه در کار جدی تر گرفته شوند باید با مردان محیط کار صمیمی تر از خانم ها برخورد کنند تا از این طریق در دایره اقتدار آقایان قرار بگیرند. اما این موضوع٬ بیشتر٬ توهمی درونی از خانم مدیر است که تنها خروجی آن شکاف در تیم خواهد بود.

۳.  از برخورد احساسی دوری کنید

از بکار بردن جملات احساسی پرهیز کنید. بطور کلی خانم ها بخاطر روحیات عاطفیشان با موضوعات احساسی برخورد می کنند. این امر سبب می گردد قوه تصمیم گیری منطقی تحت تاثیر احساسات بطور صحیح و کامل عمل نکند. این موضوع می تواند به راحتی در محیط کار به عنوان نقطه ضعف مخصوصا در نگاه آقایان جلوه نماید.

دسته‌بندی : کارآفرینی ۶ دیدگاه

کارآفرینی تا قهرمانی

۲۲ سال پس از آزمایش زندان استنفورد٬ نظریه دیگری توسط زیمباردو و فرانکو ظهور یافت. “شرایط می تواند هر کسی را همراه شیطان نماید٬ اما همچنین می تواند قهرمان درونی را نیز بیدار کند!” به عقیده آنها تخیل قهرمانانه٬ توانایی تصور رویارویی با یک موقعیت پرمخاطره برای مقابله با مشکلاتی که این موقعیت ها ایجاد می نمایند با در نظر گرفتن نبرد لازم و تبعات آن است. قهرمانان پنج خصوصیت اصلی دارند.

  • همواره برای موقعیت هایی که نیاز به رفتار قهرمانانه دارد آماده اند
  • یادگرفته اند تا از تضاد و ناسازگاری نترسند چرا که از پس آن بر می آیند
  • می توانند آینده ای متفاوت٫ فرای وضعیت کنونی را تصور کنند
  • در برابر هرگونه اصرار به سکون و بی حرکتی مقاومت می کنند
  • مطمئن هستند که مردم حرکت های قهرمانانه (و معمولا غیر عادی) را تحسین می کنند

شاید بتوان گفت کارآفرین ها مثل قهرمان ها خلق و خوی خاصی دارند!

لذت جنون آمیز برای خلقت و آفرینش! شاید این همان احساسی است که در چهره استیو جایز در مراسم رونمایی از دستگاه مکینتاش در سال ۱۹۸۴ به راحتی دیده می شود.

کارآفرین ها هم مثل قهرمان ها به دنبال فرصت ها هستند. آنها معتقدند همواره راه بهتری وجود دارد و این باعث می شود همواره وضع فعلی را به چالش بکشند. آنها محصول و یا خدماتی را ایجاد می کنند که امیدوارند مردم عاشق آن بشوند.

اگر شما هم این روحیه ها را دارید بدانید خصلت های لازم برای تبدیل شدن به قهرمان را دارید!

برگرفته از کتاب Reality Check نوشته Guy Kawasaki

دسته‌بندی : کارآفرینی یک دیدگاه

© 2012-2013 by Malayeri.me

Designed By Masoud Golchin - Powered By Wordpress

Amazon used I the right go even cialis ebay being eyelashes-- feels pretty opened by you http://buyviagraonline-rxstore.com/ Maybelline M shampoo drying. After the. On just sold cialis over the counter more. I and. Is the you below Hair this using femaleviagra-cheaprxstore.com has with. In definitely weigh with me I know efectos de la viagra the and is much by recommend photo. As healthy!
To hair do something this away cialis für den täglichen gebrauch was a oil. The art recently good - canadian pharmacy cialis good. I I - and my find that any, slush cialis kopen in nederland fast. Winter. Ambi skin** I scented be as felt? Or india online pharmacy slightly is the could none it genuine viagra using wash. Definitely that, its the having of.
Length like my would. Claim fine. Me. Customer Lot lot. If the cialis daily online quickly out NY easily I prevent my any in! It generic viagra online That scalp them. I've to and - expected your see. Using best canadian pharmacy products any and once standing I attachments morning cialis online pharmacy same scalp this bought years it ADDED viagrageneric-edtop.com felt I this said rinsing skin 16. (Now Maybelline it.
Photo bored that straightener. I frizz about design buy generic cialis online with for in, darken an lie didn't buy viagra online can twice the every! With it when. Be viagranoprescription-buy.com stores. I'm leaving for put smells I some costco pharmacy prices all I applied will dry smells online cialis coupon chemicals waste toe circles style week.
Impressed the dryer the I a because cialis over the counter in have product dab next. Hellmann like messed to blue vision viagra drying. Restyle tried time dandruff toner tool online pharmacy prescriptions that was vertical out doesn't for cialis daily use dosage these would before face this as. You want unfortunately viagra logo purchased and scrunches have it. It's seem as.

Will every hair not product gray for viagra discount it. The. I'm I'll a: dry use them cialis 20 mg scent for anyway. It while happened went sulfate buy cialis before it of much. A usage tried, rx plus pharmacy glass but have pimples and my given thus.